ميرزا مهدي خان استر آبادى
8
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
گرفتاران قزلباشيه را در سر خيابان باغ نو بدهرهء « 1 » 84 خونريز سياست از پاى درآورد . اعيان دولت پادشاهى چون طايفهء غليجائى و ابدالى را مشغول كار يكديگر ، و محمود را نسبت به خود از موافقان اخلاصگستر يافتند ، صفى - قليخان تركستان اوغلى را بسردارى تعيين نموده 85 ، با جمعيّت شايان و تداركات فراوان روانهء هرات ساختند . در صحراى كافر قلعه 86 فيما بين او و زمان خان تلاقى فريقين واقع شد ، سردار مزبور بىسر ، و اين معنى بيشتر باعث قوىدستى اين طايفه بىپا و سر گرديد . افاغنه در آن ولايت اقتدار كلى بهمرسانيده ، چند سال آن نواحى را در تصرف داشتند ، تا آنكه بارقهء 87 تيغ جهانگير حضرت ظلّ اللهى ظلمتزداى آن بلاد ، و بازوى دولت نادره « 2 » قالع 88 بنيان فتنه و فساد گرديد . [ 3 - شورش تركمانيهء صاين خانى استراباد ] ديگر شورش تركمانيهء صاين خانى استراباد است « 3 » ، كه تابع خوارزماند ، اما در نواحى دشت قپچاق 90 و جرجان 89 سكنى دارند . اگرچه « 4 » آنها بعضى اوقات بنابر صرفهء كار خود اظهار ايلى و انقياد بحكّام استرآباد مىكردند ، اما در اغلب اوقات منشأ تاخت و تاز و سركشى و افساد 91 بودند . در سوالف 92 ايّام سرداران صاحب شوكت بتنبيه ايشان تعيين گشته ، طرفى نبستند ، و روز بروز فتنهء ايشان تزايد مىيافت ، تا اينكه خورشيد ذات جهانآراى اقدس از افق سرورى طلوع كرد ، و شبپره طبعان سر بزاويهء خمول 93 كشيدند . [ 4 - شورش لكزيهء داغستان و انقلاب حدود شيروان ] ديگر شورش لكزيهء داغستان و انقلاب حدود شيروان بود : جماعت جاروتلهء 94 لكزيه ، كه اهل شيروان را مصدوقهء « الْجارِ الْجُنُبِ » « 5 »
--> ( 1 ) - « و » : « باره » ( 2 ) - « ح » ، « ط » : « نادرى » ( 3 ) - « ح » ، « ط » : « اين گروه گرچه تابع » . ( 4 ) - « ح » و « ط » بجاى « اگرچه » « و » آمده است . ( 5 ) - قرآن كريم سورهء 4 قسمتى از آيهء 35 ، معنى : « همسايه بيگانه » .